١)چای سبز و مقدار زیادی آب بنوشید.تمشک(آبی رنگ),غذاهای دریایی ,کلم بروکلی,بادام و گردو مصرف کنید.
٢)تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.
٣)از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار , همه را غبار روبی و مرتب کنید,بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.
۴)انرژی ارزشمند خود را بر سر شایعه سازی,هیولای منفی بافی,مسائل مربوط به گذشته,افکار منفی و یا چیزهایی که کنترلی بر آن ندارید هدر ندهید.در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت فعلی کنید.
۵)این را درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجایید تا بیاموزید,تا هم امتحان هایتان را بگذرانید.مشکلات تنها بخشی از این دوره اموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می ایند و می روند,منتها درسهایی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.
۶)صبحانه تان را مثل یک شاه, ناهارتان را چون یک شاهزاده و شامتان را چون دانشجویی بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.
٧)بیشتر لبخند بزنید و بخندید.این کار هیولای منفی بافی را از شما دور نگه خواهد داشت.
٨)زندگی عادلانه نیست, با این حال زیباست.
٩)زندگی کوتاه تر از ان است که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.
١٠)خودتان را خیلی جدی نگیرید.دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.
دو برادر سال ها در کنار هم, در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود زندگی می کردند.روزی به خاطر اتفاق کوچکی,با هم بحث کردند.پس از چند هفته سکوت,اختلافشان زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح,در خانه ی برادر بزرگتر به صدا در آمد.وقتی در را باز کرد مرد نجاری را دید. نجار گفت : (( چند روزی است که دنبال کار می گردم فکر کردم شاید بتوانم در مزرعه و خانه به شما بتوانم کمک کنم.آیا امکان دارد؟))
برادر بزرگتر گفت:((بله,اتفاقا من هم مقداری کار دارم.))و اشاره به نهری کرد که وسط مزرعه قرار داشت و گفت:((نگاه کن,برادر کوچکم,آن طرف در همسایگی من زندگی می کند.او هفته ی گذشته,چند نفر را استخدام کرد تا این نهر را وسط مزرعه کندند و فاصله ای بین مزرعه ها افتاد.او حتما این کار را به خاطر کینه ای که از من به دل دارد انجام داده است.))سپس همراه نجار به سوی انبار مزرعه رفت و گفت:((این جا مقداری چوب دارم,از تو می خواهم میان مزرعه من و برادرم حصاری بکشی تا دیگر او را نبینم.)) نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره چوب ها.برادر بزرگ تر برای خرید به شهر می رفت.به نجار گفت:((اگر وسیله ای نیاز داری بگو تا برایت بخرم.))نجار در حالی که به شدت سرگرم کار خود بود,جواب داد :((نه چیزی نیاز ندارم.)) هنگام غروب وقتی کشاورز از شهر باز می گشت با تعجب دید که به جای حصار,پلی میان مزرعه ساخته شده . کشاورز در حالی که عصبانی شده بود به نجار گفت :((من از تو حصار خواسته بودم اما تو پل ساختی؟!)) در همین لحظه برادر کوچک تر آن سوی پل برادرش را دید و با فکر اینکه او دستور ساخت پل را داده است,با خوشحالی از پل عبور کرد و به سوی برادر رفت و او را در آغوش گرفت و از او به خاطر کاری که انجام داده بود عذرخواهی کرد. آنها بسیار خوشحال بودند و به پل زیبایی که میان مزرعه قرار گرفته بود نگاه می کردند.نجار هم جعبه ابزارش را جمع کرد و در حال رفتن بود.دو برادر از او تشکر کردند و خواستند که چندروزی مهمان انها باشد.نجار گفت:(( دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید بسازم.))
مطالعات نشان میدهد افرادی که تا سن١٠٠ سالگی عمر میکنند، اغلب تا سن٩٠ سالگی احساس خوبی نسبت به زندگی دارند. کارشناسان داشتن وزن مناسب، عدم استعمال سیگار، حفاظت پوست از اشعههای زیانبار خورشید، مصرف سبزیجات و میوهجات، پرهیز از مصرف غذاهای چرب و پرکالری و داروهای شیمیایی، ورزش کردن و عدم نوشیدن مشروبات الکلی را از رموز سلامتی و جوان ماندن افراد میدانند. حفط وزن سالم و طبیعی افراد میتوانند با کنترل دائمی وزن خود از بروز بیماریهای قلبی ـ عروقی و سایر بیماریهای کشنده که اغلب با اضافه وزن در ارتباط هستند، جلوگیری کنند. مصرف بیشتر میوه و سبزی و پرهیز از خوردن چربی و کالری زیاد افراد باید به طور منظم کار کنند و فعالیتهایی انجام دهند که حالت انعطافپذیری، بردباری و مقاومت بدن را حفظ میکند. عدم استعمال سیگار ترک سیگار خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را بلافاصله و نیز خطر ابتلا به بیماریهای ریوی را ازجمله سرطان ریه در طولانی مدت کاهش میدهد. خودداری از مصرف مشروبات الکلی این دسته از نوشیدنیها تقریبا به اکثر اعضای بدن آسیب میرساند و باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن میشوند. سایر راهکارها برای جوان ماندن البته آسان نیستند اما تحت اراده و قدرت انسان هستند. میدانیم که بخش مهم بهرهمندی از عمر طولانی بر عهده خود فرد است. انتخاب ما از رفتارهایمان و فضایی که در آن زندگی میکنیم در این زمینه تاثیرگذارست.
در این قسمت هر کی نخنده و شاد نباشه مجازات میشه بخندید تا دنیا به روی ماه نشستتون بخنده و خوشحالتون کنه
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه می نویسه : یه روز یه ترکه
ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین من از این ور میگیرمش
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم
غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
به غضنفر میگن چرا سی دیت انقدر خش داره میگه:آخه زیر قسمتهای مهمش خط کشیدم !
غضنفر بالای پل هوایی ایستاده بوده میگه: حالا ما خر، ما نفهم ، ما بی شعور ... اینجا اصلأ آب ردمیشه که پل زدن؟!
غضنفر نمیتوانند با 110 تماس بگیرند .چون کلید 11 رو روی تلفن پیدا نمیکنند!
به غضنفر میگند اگه دنیارو بهت بدند چه کار میکنی میگه میفروشم میرم خارج !
جاسم (بنده خدا خسیس) به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی!
غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما !
غضنفر و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! غضنفر میگه: مگه خودت نمیخوای بیای !
به غضنفر میگن تو طرفدار کدوم تیم فوتبال هستی؟ میگه قربون جدش برم آسد میلان!!
به غضنفر میگن اذون بگو ... میگه والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد !
به غضنفر مى گن که چرا اینهمه جوک راجع به شما مى گن ناراحت نمیشید؟ ... مى گه: آخه اینها واسه شما جوکه ولی واسه ما خاطرست !
A shortcut is often the quickest way to some place you weren'nt going
یک میان بر اغلب سریعترین راهی است به جایی که شما نمی خواهید بروید.
Don't wait for your ship to come in;swim out to it
منتظر نمان کشتی به سویت بیاید,به سمتش شنا کن.
Two men look out through the same bars; one sees the mud, and one the stars
دو نفر از میان میله های پنجره به بیرون می نگرند,یکی گل زمین را می بیند و دیگری ستاره های آسمان را.
plan ahead...it was not raining when Noah built the ark
پیشاپیش برنامه ریزی کن.وقتی نوح کشتی اش را می ساخت,بارانی نمی بارید.
Obstacles are those frightful things you see when you take your eyes off the goal
موانع چیزهای ترسناکی هستند که وقتی چشمانت را به روی هدف می بندی انها را می بینی.
Do not follow where the path may lead.Go insted where there is no path and leave a trail
هر جا که جاده تو را می برد نرو.جایی برو که جادهای نیست و از خود رد پایی باقی گذار.
Why repeat the old errors if there are so many new errors to commit
چرا باید قدیمی ترین ها را تکرار کرد وقتی که این همه اشتباهات جدید وجود دارد که
می توان مرتکب شد.
Having the world's best idea will do you no good unless you act on it.People who want milk shouldn't sit on a stool in the middle of a field in hopes that a cow wiil back up to them
داشتن بهترین فکرهای دنیا,به حالت فایدهای ندارد.مگر این که به انها جامه ی عمل بپوشانی.کسی که شیر می خواهد,نباید در میان مزرعه به امید اینکه گاوی بسویش بیاید,منتظر بنشیند.
Don't be afraid to take a big step if one is indicated.You cann't cross a chasm in two small jumps
از اینکه گام بزرگی بر داری نترس.نمی توان از یک گودال با دو جهش کوچک عبور کرد.
درباره : سلام دوستان
من یک شمشیرباز هستم, رشتم فلوره است و دوست دارم که بقیه هم شمشیربازی رو بشناسن.
من عاشق ورزشم,تازه گلف,اسب سواری و شنا هم خیلی خیلی دوست دارم.
از مربی خیلی خو بم سرکار خانم سلیمانی تشکر می کنم.امیدوارم روزی زحماتش رو جبران کنم.
همچنین امیدوارم روزی شمشیربازی ایران در جهان مطرح شود.
راستی دوستان هر کی مایل بود با با تبادل لینک کنه,در قسمت نظرات خبر بده